محمد سعيد جانب اللهى

43

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

اين بيمارى مىدانند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . خطر بزرگى كه معمولا بچه‌ها را تهديد مىكند ، چشم و نظر است ، لذا طب پيشگيرى كودك هم بيشتر به چاره‌انديشى براى دفع اين خطر از كودك است ، كه نياز به تمهيدات گاه مفصل دارد . براى پيشگيرى از چشم‌زخم بايد به هر وسيله‌اى كه هست ، نظر شورچشم را به چيز ديگرى منحرف كرد يا از جلب توجه او پيشگيرى كرد . در طب پيشگيرى نوع خوراك هم مطرح بود و به‌خصوص علت بسيارى از امراض را ناشى از باهم‌خورى بعضى خوراكىها مىدانستند . مثلا مردم گيلان باهم خوردن پنير و آب نارنج را عامل كرم كدو ، گوشت مرغ و پنير ، به و پنير را عامل كك‌ومك ، عسل با خربزه يا پرتقال ، ماست و پياز و هندوانه را عامل درد شكم مىدانستند . همچنين عقيده داشتند پنير و گردو با عسل و گوشت مرغ يا شير و گردو و نيز شير و به و پنير را اگر باهم بخورند ، لكه‌هاى پوستى ايجاد مىكند و اصولا خوردن پنير را عامل فراموشى مىدانستند ( پاينده : 265 ) . درمانگران طب سنتى در نوشتن نسخه هم ضوابط خاصى داشتند و براى هر نسخه سه ويژگى عمود و مصلح و معين قائل بودند . تا اگر دارويى مثلا براى كليه مفيد است ، براى كبد مضر نباشد . در طب سنتى اقليم‌درمانى و پرهيزدرمانى هم مطمح نظر بود ، كه حتى اطباى اروپايى به تأثير آن باور داشتند . پولاك دكتر مخصوص ناصر الدين شاه براى پيشگيرى از ابتلا به مالاريا رعايت پرهيز درست و اصولا طرز زندگى كه با كيفيات و مقتضيات اقليمى مطابقت داشته باشد را از تدابير مؤثر مىداند ( پولاك : 496 ) . يكى ديگر از جنبه‌هاى طب سنتى نقش باور و اعتقاد مثل توسل به اماكن مقدس براى شفايابى است . در مواردى داشتن اعتقاد خاص موجب عدم ابتلا به امراض مىشده است ، پولاك به مواردى از آن اشاره كرده است . از نكات جالبى كه پولاك بارها به آن اشاره مىكند و مانع بروز امراض خطرناك مىداند ، اعتقادات مردم ايران است . وى مىنويسد : در ايران از بثورات بدخيم جلدى موردى ديده نمىشود ، چون دام‌هاى مردار را نجس مىشمارند و آن‌ها را پوست نكنده دفن مىكنند ( پولاك : 466 ) . همچنين يكى از علل عدم ابتلا به كرم كدو را نخوردن گوشت خوك مىداند ( همان : 481 ) . وى مىنويسد : در ايران جرب رطب يا جوش‌هاى جلدى ( اگزما ) . از نوادر است ، زيرا هواى خشك و همچنين عادت ايرانيان كه پس از هر عمل دفع قسمت‌هايى از بدن خود را مىشويند و نيز وضو و غسل با اين بيمارى مقابله مىكند ( همان : 467 ) . گرچه از قرن هيجدهم كه طب نوين شروع به بازآفرينى و خلق تئورىهاى علمى و كشف‌هاى تجربى كرد ، علم پزشكى در سراسر جهان به واقعيتى يكسان و هماهنگ و زبان مشتركى براى التيام آلام بشرى تبديل شد ، ولى امروزه با وجود چنين انقلابى در علم پزشكى و